
با انتخاب مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي و دبير بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر اين روزها بيشترين توجه معطوف به معرفي مديرعامل جديد بنياد سينمايي فارابي است.
در حالي كه طي ماههاي گذشته نام «سيدعليرضا سجادپور» به عنوان گزينه تصدي مديرعاملي بنياد سينمايي فارابي مطرح شده بود، پس از انتخاب وي به عنوان مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي و منتفي شدن حضور «مسعود دهنمكي»، نام «محمد درمنش» به عنوان تنها گزينه جدي مديرعاملي بنياد سينمايي فارابي مطرح شد كه در تماس با نزديكان ارشاد نيز هيچكدام اين موضوع را نه تاييد و نه تكذيب كردند اما هفته گذشته شايعهاي در راهروهاي ارشاد و پشت در اتاق معاون سينمايي شنيده شد كه هر روز شكل جديتري به خود گرفت و آن هم انتخاب «سيداحمد ميرعلايي» به عنوان مديرعامل جديد بنياد سينمايي فارابي بود كه با جدي شدن اين خبر، به نظر ميرسد مديريت جديد سينماي كشور با انتخاب يك سينماگر در رأس اين بنياد، قصد دارد به نوعي از سينماگران ايراني دلجويي به عمل آورد.
از روز گذشته در تماس خبرنگار فارس با منابع رسمي و غير رسمي اعلام شده است كه حكم «سيداحمد ميرعلايي» براي مديرعاملي بنياد سينمايي فارابي صادر شده است و پس از اولين جلسه هيات امناي جديد فارابي كه به احتمال فراوان شنبه يا يكشنبه خواهد بود اين انتخاب به صورت رسمي اعلام خواهد شد.
بر اساس اين گزارش، پس از مطرح شدن نام «سيداحمد ميرعلايي» در تماس با او پيگير صحت و سقم اين خبر شديم كه ميرعلايي اظهار داشت كه تا ده روز با هيچ رسانهاي صحبت نخواهد كرد.
بنابراين «سيداحمد ميرعلايي» پس از «سيد محمد بهشتي»، «محمدحسين حقيقي»، «محمد رجبي»، «محمدحسن پزشك»، «عبدالحميد محبي»، «محمد مهدي عسگرپور»، «عليرضا رضاداد» و «مجيد شاهحسيني» به عنوان نهمين مديرعامل تاريخ بنياد سينمايي فارابي مشغول به كار خواهد شد.
مقطع زماني فعاليت و اسامي كامل هشت مدير قبلي بنياد سينمايي فارابي به شرح زير است:
نام: سيد محمد
نام خانوادگي: بهشتي
تاريخ انتصاب: 1362/12/13
مدت انتصاب:122 ماه (از 1362/12/13 تا 1373/02/27)
نام: محمد حسين
نام خانوادگي: حقيقي
تاريخ انتصاب: 1373/02/27
مدت انتصاب:12 ماه (از 1373/02/27 تا 1374/02/27)
نام: محمد
نام خانوادگي: رجبي
تاريخ انتصاب: 1374/02/27
مدت انتصاب:28 ماه (از 1374/02/27 تا 1376/06/31)
نام: محمد حسن
نام خانوادگي: پزشك
تاريخ انتصاب: 1376/06/31
مدت انتصاب:20 ماه (از 1376/06/31 تا 1378/02/31)
نام: عبدالحميد
نام خانوادگي: محبي
تاريخ انتصاب: 1378/02/31
مدت انتصاب:30 ماه (از 1378/02/31 تا 1380/08/14)
نام: محمد مهدي
نام خانوادگي: عسگرپور
تاريخ انتصاب: 1380/08/14
مدت انتصاب:16 ماه (از 1380/08/14 تا 1381/12/14)
نام: عليرضا
نام خانوادگي: رضاداد
تاريخ انتصاب: 1381/12/14
مدت انتصاب:53 ماه (از 1381/12/14 تا 1386/05/07)
نام: مجيد
نام خانوادگي: شاهحسيني
تاريخ انتصاب: 1386/05/07
مدت انتصاب: 26 ماه (از 1386/05/07 تاكنون)
از نكات قابل توجه در مديريت فارابي ميتوان به طول مدت متفاوت مديريت در افراد مختلف اشاره كرد به گونهاي كه سيد محمد بهشتي با 122 و عليرضا رضاداد با 53 ماه بيشترين طول مديريت و محمدحسين حقيقي با 12 و محمدمهدي عسگرپور با 16 ماه كمترين طول دوران مديريت را در بنياد سينمايي فارابي سپري كردهاند.
مسعودشاهي دبير جشنواره و سجادپور مديركل اداره نظارتوارزشيابي شدند

مسعودشاهي دبير جشنواره و سجادپور مديركل اداره نظارتوارزشيابي شدند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، با وجود اين كه روز گذشته معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفتوگو با فارس اعلام كرده بود اسامي حداقل سه تن از مديران سينمايي امروز اعلام ميشود اما اين مهم به امروز موكول شده است و بصورت رسمي نام دبير جشنواره بيست و هشتم و مديركل اداره نظارت و ارزشيابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام خواهد شد.
با پيگيريهاي فراوان سرانجام از سوي منابع خبري به صورت تلويحي اعلام شد كه حكم دبيري جشنواره بيست و هشتم براي مهدي مسعود شاهي و مديريت اداره كل مديريت و ارزشيابي به نام سيد عليرضا سجاد پور خورده است كه اين موضوع فردا بصورت رسمي اعلام ميشود.
براساس اين گزارش در حالي مسعود شاهي به عنوان دبير جشنواره انتخاب شده است كه پيش از اين گزينههايي نظير عليرضا سجادپور، مسعود دهنمكي و محمد درمنش براي اين پست مدنظر بودند و سجادپور نيز در حالي كه تصور همگان مبني بر حضور او بعنوان مديرعامل بنياد سينمايي فارابي و دبير جشنواره بيست و هشتم بود، به عنوان مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي سكان نظارتي سينماي ايران را براي 4 سال در پستي دشوار در اختيار خواهد گرفت تا با تعامل خود بتواند بخشي از مشكلات سينماي ايران را حل و فصل كند.
همچنين براساس اين گزارش سعيد رجبي فروتن نيز كه پيش از اين از او به عنوان گزينه اصلي اداره كل نام برده ميشود بعنوان مدير اداره كل همكاريهاي سمعي و بصري معاوت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حكم گرفته است.
به گزارش خبرنگار فارس براساس تاييد منابع رسمي و غير رسمي حكم تمامي مسئوليتها در بخش سينمايي صادر شده است و پس از تاييد نهايي سيد محمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اين احكام بصورت رسمي اعلام ميشود.
اما عصر ديروز خبرگزاري ايسنا در يك اقدام جالب و احتمالا بر اساس همان الگوي معروف سرعت در خبر و نه صحت، خبري را بر روي خروجي خود مخابره كرد كه دقيقا 180 درجه با خبر فارس(كه به تاييد مديران سينمايي نيز رسيده بود) تفاوت داشت و در اين خبر بامزه آمده بود كه مسعودشاهي مدير اداره كل و سجادپور دبير جشنواره شدهاند!
همه مردان سينمايي آقاي معاون

روز يكشنبه 12 مهرماه قرار است مراسم توديع و معارفه جعفري جلوه و شمقدري به صورت رسمي برگزار شود اما نكتهاي كه پيش از هر چيز براي اهالي رسانه و سينما جالب توجه است حلقه مديريتي است كه جواد شمقدري به دور خود جمع خواهد كرد.
تا اين لحظه تنها چيزي كه مشخص شده است حضور «هوشنگ توكلي» به عنوان معاونت هنري وزارت ارشاد است اما شمقدري كه گويي خود او هم همانند بسياري از اهالي سينما از انتصاب به عنوان معاونت سينمايي در شوك به سر ميبرد هنوز نتوانسته است به جمع بندي قطعي در خصوص مردان سينمايي خود برسد.
از روز گذشته به اين سو شايعات زيادي بر سر مديران مختلف سينمايي شنيده ميشود اما ظاهرا در جلسهاي كه روز سهشنبه با حضور جواد شمقدري برگزار شده است با افرادي همچون مهدي مسعود شاهي(مشاور معاونت سينمايي وزارت ارشاد در دولت نهم)، محمد درمنش(کارگردان)، سعيد فروتن (مشاور معاونت سينمايي و سرپرست دفتر توسعه و فناوري)، و سيد عليرضا سجادپور(کارگردان) گفت وگو هايي انجام شد و حضور آنها در بخش هاي مختلف سينمايي قطعي است.
اين خبر در حالي مخابره شده است كه از سوي منابع نزديك به هيات اسلامي هنرمندان شنيده شده كه حكم دبيري جشنواهر بيست و هشتم به نام سجادپور خورده است و در صورتي كه او به جاي سعيد رحبي فروتن به اداره كل نظارت و ارزشيابي برود احتمال حضور مسعود دهنمكي در بنياد سينمايي فارابي زياد خواهد بود. موضوعي كه در چند روز اخير از سوي دوستان نه تائيد شده است و نه تكذيب.
به هرحال تا روز يكشنبه هفته آينده بايد صبر و ديد آقاي معاون كداميك از افراد پر تعداد حلقه خود را به عنوان مديرانش انتخاب خواهند كرد تا براي چهار سال آينده و در حالي كه درچهار سال قبل جديترين منتقد سياستهاي سينمايي ارشاد بود چگونه چرخ سينما را خواهد چرخاند.
مشکل اصلی عرصه فرهنگ و هنر نگاه امنیتی است
وقتی قرار شد در خصوص پرونده «رابطه بین سیاست و فرهنگ» از طرف مجله همشهري ماه با یک سینماگر به گفت وگو بنشینم گزینه های متعددی جلوی رویمان قرار گرفت اما در نهایت هیچ کس را بهتر از مدیر عامل خانه سینما نیافتیم تا سوالات متععد خود را پیرامون سیاست زدگی در عرصه فرهنگ مطرح کنیم. اما از نكات عجيب و غريب اين بود كه به دليل همين نگاه سياست زده اين مصابحه در همشهري ماه كار نشد و بعد از آن قرار شد متن كامل مصاحبه يا در خبرگزاري فارس و در روزنامه باني فيلم كار شود اما نمي دانم چه شد كه سر از خبرگزاري ايسنا در آورد، يعني به اصرار خود آقاي عسگرپور!
- عنوان این گفت وگو رابطه بین سیاست و فرهنگ و هنر است. موضوعی که تقریبا تمامی کسانی که در عرصه فرهنگ و هنر کار می کنند به آن اذعان داشته اند اما چرا این رابطه که در بسیاری از جهات می توانست تبدیل به رابطه ای منطقی و حمایت گر بشود به نگاهی از بالا و سیاست زده در عرصه فرهنگ و هنر تبدیل شد. دلیل این موضوع چیست و آیا مرتبط به یک جریان فرهنگی است و یا اینکه در طی سالیان گذشته یکسری لازم و ملزوم را رعایت نکردیم تا به وضع موجود دچار شدیم؟
* من فکر می کنم ما تسامحا از واژه سیاست زدگی استفاده می کنیم. شاید به خاطر اینکه سیاست را در تقابل و تضاد با فرهنگ تعریف می کنیم و فکر می کنیم وقتی که سیاست وجه غالب تصمیم گیریهای فرهنگی می شود آن موقع امکان دارد که تصمیمات ما خیلی فرهنگی نباشد. اگر این تسامح را بخواهیم کنار بگذاریم و بگوئیم که ما اتفاقا می خواهیم به اصل موضوع بپردازیم و با کلمات هم نمی خواهیم بازی کنیم، تصور من این است که در تمام دنیا هم به این گونه بوده است که نگاه سیاسی نسبت به مقوله فرهنگ لزوما آسب زننده نبوده است . یعنی سیاست در نهاد و جوهره خودش یک مفهومی دارد که آن هم یک ایجاد تعادل در بین سطوح مختلف اجتماعی برای پیگیری اهداف بلند مدت یک جریان است که آن جریان می تواند یک نظام باشد، یک دولت باشد و یا حتی یک وزارتخانه باشد. بنابراین، این میتواند اتفاقا به مجموعه فرهنگ و هنر کمک کند. این مداخله در حوزه های فرهنگ نیست بلکه اتفاقا می تواند به یک نوعی تسهیل کننده باشد. کما اینکه در دنیا هم می بینید که این موضوع وجود دارد و خیلی از وقت ها سیاست مداران در حوزه فرهنگ ممکن است تصمیم گیر باشد که مصداق بارز آنرا را می توانید در آمریکا ببینید. نگاه اساسا به حوزه فرهنگ نگاه سیاسی است و به همین دلیل هم است که وزارت فرهنگی در آنجا وجود ندارد یعنی یک نگاه سیاسی در کلیه سطوح حضور دارد و سیاست های یک دولت و حکومت را دارد پیگیری می کند اما وقتی که نگاه می کنیم می بینیم که نبض فرهنگ با سیاست دارد درست می زند و یک رابطه منطقی در این بین وجود دارد. آن چیزیکه ما در اینجا با آن مواجه هستیم که به جرات می توان گفت ریشه هایش مربوط به چهار سال گذشته نیست، ورود یک نوع نگاه امنیتی به حوزه فرهنگ و هنر است.نگاه امنیتی هم به خودی خود اشکالی ندارد چون ما بعضی اوقات باری که از کلمات به ذهنمان متبادر می شود امکان دارد منفی یا مثبت باشد چراکه مصادیقش احتمال دارد مصادیق خوبی در عرصه فرهنگ نباشد. اما می تواند اتفاقا بار مثبت داشته باشد. نگاه امنیتی در حوزه فرهنگ همیشه یک اشکال بزرگ ایجاد می کند و درکشور ما هم این موضوع به وفور اتفاق می افتد. که ما برای حل مسایل مختلف خود که می تواند خیلی جزئی و پیش پا افتاده و حتی خیلی بزرگ مثل شبیخون فرهنگی باشد با آن مواجهیم.
/*]]-->روز دولتی خبرنگار به همه خبرنگاران مستقل مبارک

امروز روز خبرنگار است، روزیکه تعیین شده است تا به اصطلاح از زحمات اهالی رسانه تجلیل شود. اما در روزگاری که بسیاری ازهمکاران ما با دلیل(از طرف برادران) و بی دلیل از طرف من و تمامی خبرنگاران و روزنامه نگاران در اتاقکی سیاه و تاریک به نام زندان به سر می برند، آیا دیگر روزی برای تجلیل باقی می ماند.
دوستانمان سوختند و دیگرزنده نماندند تا از سوختن هر روزه جان بسر شوند. یک بار سوختند و چه سوختن سوز آوری؛ و خانواده هایشان را هنوز می سوزانند برای ابد.جهت اطلاع دوستان باید گفت: ما که مانده ایم کمتر از شما نمی سوزیم،آن هم زنده زنده و روز به روز. ما را می سوزانند آن هم به تدریج،همه جایمان را.فرقی هم نمی کند پیرباشی یا جوان!
در آستانه روز خبرنگار، بهترین تجلیل را چند روز گذشته از ما به عمل آوردند و در خانه خبرنگاران و روزنامه نگاران را پلمب کردند تا به ما ثابت شود فقط به چشم خبر بیار به ما نگاه می شود و نه یک خبرنگار یا روزنامه نگار مستقل.
در هر صورت حلالمان کنید!
در چهار سال گذشته فرسايشيترين دوران مديريت سينمايي را سپري كرديم

در آخرين روزهاي كاري معاونت سينمايي دولت نهم به سراغ مهندس«محمدرضاجعفريجلوه» رفتيم تا در خصوص كارنامه چهار ساله مديريتي او با هم صحبت كنيم. كارنامهاي كه به دو بخش كاملا مجزا تقسيم ميشود و ميتوان آنرا به دو قسمت مضمونسازي و ساختوساز تقسيم كرد. در گفتوگوي سه ساعته با معاونت سينمايي، در مورد انتقادات، نقاط قوت و ضعف و همچنين كارهاي مثبت انجام گرفته در زمان مديريت او صحبت كرديم و «محمدرضا جعفريجلوه» نيز به تمامي سوالات ما پاسخ داد. گفتوگويي كه به جرأت ميتوان گفت يكي از متفاوتترين گفتوگوهاي اين مدير مجرب در مقام معاونت سينمايي دولت نهم در بدنه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. متن اين گفتوگو را در سه بخش از نظر ميگذرانيد؛
* شما در اين فرصت 4 ساله، اقداماتي را انجام داديد كه برخي از آنها نظير سالنسازي، طرح جامع اكران، توجه به عرصه فيلم كوتاه و فيلمسازان اول در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و انجمن سينماي جوانان، جزو كارهاي ارزشمند معاونت سينمايي به حساب ميآيد كه حتي مخالفان و منتقدان معاونت سينمايي نيز به آن اذعان دارند. انتقاداتي هم كه بيشتر به معاونت سينمايي وارد است همين توجه بيشتر به مسايل زير ساختي است و عنوان ميشود كه در زمينههاي مضموني كارچنداني صورت نگرفته است. پرسش ما اين است كه آيا از همان ديدار نخست با آقاي «صفارهرندي» كه شما را متقاعد به پذيرفتن اين سمت كردند و در ابتداي پذيرش مسئوليت، هدف شما در معاونت سينمايي، تمركز بر اقتصاد سينما يا سازوكارهاي زيرساختي بود و يا شرايط شما را به اين سمت و سو برد؟
- پرسشي كه شما مطرح كرديد، پاسخ چند وجهي دارد. اول اين كه توجه به سرمايهگذاري در زير ساختها و يا توجه به اقتصاد سينما و بياعتنايي نكردن به وجه صنعتي سينما يك انتخاب اوليه بود، البته نه، يك تفاهم دقيق بر روي كاغذ آمده بود و يا يك مسيري كه به تعبيري بالاجبار طي شد. بلكه بر اساس آسيب شناسي كه بنده به دليل تجاربم در حوزه فرهنگ و هنر و ميزان آشنايي كه با سينما داشتم و به عنوان يك مدير فعال در عرصه راديو و تلويزيون و يا به تعبيري يك مدير كليدي و محوري تلويزيون به صحنه سينما فراخوانده شدم، از همان لحظه نخست به سرعت و عميقا ميدانستم كه سينما و تلويزيون تفاوتهايي بسيار دارند. درست است كه هر دو، هنر رسانه هستند و يا به تعبيري در تلويزيون كه بيشتر وجه رسانهاي دارد، وجه هنري هم مطرح است و در سينما كه بيشتر وجه هنري دارد، وجوه اقتصادي و رسانهاي هم هست اما در كل اين دو رسانه با هم متفاوت هستند. من ميدانستم اينجا بايد براي سينما برنامه ريزي و تدبير كنم و نه براي تلويزيون و يا براي يك رسانه شبيه تلويزيون. در حقيقت ميدانستم كه نميشود با نگاه مديريت رسانهاي تلويزيوني، در سينما به جايي برسيم چرا كه سينما، صحنه فعاليت خلاقانه سينماگران، هنرمندان و فعالان بخش خصوصي است و مديريت اين عرصه در تفاوتي آشكار با تلويزيون در زمين بخش خصوصي فرصت كاشت مشترك پيدا ميكند و اين، فيلمساز است كه انتخاب ميكند نه مديران و روش سفارشدهي به شيوه تلويزيون ميدان عمل ندارد يعني تفاوت بنيادين فيمابين مديريت سينما و تلويزيون مطرح است. همين معنا اين را گواهي ميدهد كه سينما يك صحنه جدي فعاليت اقتصادي است و مقوله بازگشت سرمايه در آن به شدت حياتي است. در حقيقت، صنعت سينما بر مبناي مقوله بازگشت سرمايه استوار است و بر اساس بازگشت سرمايه است كه ادامه حيات پيدا ميكند. دوم اين كه در سينما هر حادثه و تحول فرهنگي پيش نيازي دارد كه آن پيشنياز، رونق اقتصادي است. لذا از همان روز نخست براساس همين فهم از سينما و همان عهد كلي كه با جناب آقاي صفارهرندي داشتم، حركت كردم كه البته اين عهد خيلي در جزئيات نبود و اينگونه نيز اقتضاء نميكرد. البته اين را هم اضافه كنم كه اين فهم از سينما، توصيفي بود كه من همواره ميكوشيدم به عنوان يك عنصر فرهنگي فعال درعرصه اصولگرايي به صحنه عمل تسري بدهم يعني يكي از مسئوليتهاي خودم را اين ميدانستم كه بايد اين فهم را عمومي كنم، اما از حيث اين كه چرا به اقتصاد و زيرساختها بيشتر توجه كردهايم، بايد بگويم كه از نظر من، اقتصاد سينما مهم است، از سينما نبايد تنها مطالبات فرهنگي داشته باشيم و اقتصاد آن را رها كنيم چون يكي از اصلي ترين دلايل ركود فرهنگي سينما بيتوجهي به اقتصاد آن است. اگر سينماي صرفا تجاري نازل كه با الفاظ مختلفي از آن ياد كردهاند و ميكنند بر صحنه حاكم شده ، بود و كم و بيش اين روند ادامه دارد، فقط سوء نگاه مديران در عرصه فكري يا اعوجاجات و انحرافات فرهنگي و سياسي مسئولان يا هنرمندان موجب آن نيست ، بلكه اقتصاد به شدت در هم شكسته، ضعيف و نحيف سينما بود كه به فيلمساز آدرس توليد فيلم نازل را ميداد. اين كه با يك سرمايهگذاري اندك، با يك قصه دمدستي با جاذبههاي كاذب و صرفا متصل به ميل مخاطب و سطحي و ظاهري، سرمايهاي را تبديل به فيلم سينمايي كند و آن را بر صحنه اكران ضعيف بهويژه در آن روزگار بگذارد و در برابر درهاي بسته تلويزيون و بنبست شبكه نمايش خانگيِ به تاراج رفته نيز، اميدي به بازگشت سرمايه خود نداشته باشد. اينهاست كه به فيلمساز آدرس انحرافي ميدهد و به توليد فيلم تجاري نازل و حتي فيلم هنري تلخ سياه نماي پرخاشگر منجر ميشود. بنبست اقتصادي سينماست كه موجب ميشود او به اندك آب باريكه بازگشت سرمايه از طريق اكران نامناسب بسنده كند كه و آن شود كه شده بود. اين همان فهمي است كه مي بايست عمومي ميشد و من هنوز هم معتقد هستم اين موضوع به خوبي درك نشده است.
خالق«بازمانده» هم از سینمای ایران پر کشید
«سيفالله داد» كارگردان فيلم ماندگار «بازمانده» و معاون اسبق سينمايي كشور پس از تحمل يك دوره بيماري طولانيمدت، صبح امروز در بیمارستان مهر تهران دارفاني را وداع گفت.
«سيفالله داد» بامداد امروز در سن 54 سالگي در بيمارستان مهر دارفاني را وداع گفت.
وي كه سالها به سرطان مبتلا بود، چندين بار نيز در بخش مراقبتهاي ويژه بستري شد.
داد قصد داشت اپيزود سوم فيلم سينمايي تهران در جستجوي زيبايي با عنوان «تهران از ماوراء» را در كنار داريوش مهرجويي و مهدي كرمپور، كارگرداني كند.
آخرين فعاليت سيفالله داد، تدوين فيلم «فرزند صبح» ساخته بهروز افخمي بود كه درباره زندگي امام خميني (ره) است.
فيلمهاي «زير باران»، «كانيمانگا» و «بازمانده» از آثار او در سينماي ايران به شمار ميآيند.
سيفالله داد متولد 1334 خرمشهر، فارغالتحصيل جامعه شناسي از دانشگاه شيراز بود. وي فعاليت هنري را سال 1357 به عنوان سرپرست توليد راديو و تلويزيون مركز شيراز آغاز كرد و از فعاليتهاي جنبي او ميتوان به عضويت شوراي بررسي فيلمنامه و بازبيني فيلم، عضو شوراي فرهنگي بنياد سينمايي فارابي، مسئول واحد تهيه طرح بنياد سينمايي فارابي، مديريت دفتر سينمايي «سينا فيلم» و معاونت اسبق سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اشاره كرد.
لرزش صدا و نگاه نگرانت را فراموش نخواهم کرد...

چند وقتی هست که نه حس و حل نوشتن دارم و نه دل و دماغی برای این کار. حتی یک مدتی هم اصلا کاری به کار خبر نداشتم البته نه اینکه اصلا نادشته باشم با خبرگزاری فاصله گرفته بودم. بالاخره با صحبت های دوستان مخصوصا علی افشار نازنین کارم رو به صورت جدی تر پیگیر کردم تا دیروز که به اتفاق علی افشار رفتیم وزارت ارشاد تا آخرین گفت وگوی تفصیلی رسانه های را با محمدرضا جعفری جلوه معاونت سینمایی دولت نهم انجام دهیم.
راس ساعت آمد(11:30) با همان لبخند همیشگی استقبال کرد و بعد از اینکه مقداری زا کارهای روزانه خود را انجام داد. پای گفت وگویی سه ساعته با ما نشست.
در طی چند سالی که کار روزنامه نگاری می کنم با خیلی از کارگردانان مطرح سینمای ایران و مسولان مختلف سینمایی ( به عبارت بهتر تمامی آنها) گفت وگو کردم اما دیروز و لحظاتی که در کنار علی افشار نازنین مقابل جعفری جلوه گذارندیم آن قدر سخت بود که واقعا در قالب چند کلمه و چند جمله نمی گنجد.
در طی 4 سالی که معاونت سینمایی را در مراسم ها و حتی گفت و گوهای رو در رو دیده بودم هیچوقت اینچنین خموده یادم نمی آید. به خصوص لحظه پایانی حضور ما که خود او به سراغ ما آمد هر دوی ما را در آغوش کشید و ...
اصلا قصد حمایت از او و یا زیر سوال بردن کارنامه چهار ساله اش را ندارم اما ای کاش شما هر دیروز آنجا بودید تا نگاه متفاوت او را می دیدید. نگاهی که نگران روزهایی است که سینما در پیش دارد و البته حرف های بسیاری که اگر تعهد نبود حتما برایتان می نوشتم اما متن مصاحبه جمعه در خبرگزاری فارس بر روی خروجی قرار خواهد گرفت.
در این مصاحبه سه ساعته حرف های بسیاری زده شد که به جرات می توانم بگویم که برای اولین بار و به احتمال فراوان آخرین بار از زبان معاونت سینمایی دولت نهم شنیده شد و حرف های بسیار زیاد دیگری که اگر چه درد دل بود اما سنگین و دردناک بود.
ای کاش بتوانم لرزش صدا و نگاه نگرانت را فراموش کنم.ای کاش ...
سينما زير سايه سياست

با اين كه بنياد سينمايي فارابي در جديدترين آمارخود، آماري از 105پروژه سينمايي در مراحل توليد سينماي ايران را اعلام كرده است اما واقعيتي كه امروز بر سردر سينماها مشاهده ميشود تلختر از آن است كه با اين ارقام كام سينماگران شيرين شود.
شايد خوش اقبال ترين افراد نيز تصور چنين اكران اسفباري را براي فيلمهاي آغاز كننده اكران تابستاني نميكردند. فيلمهايي كه مجموع فروش آنها حتي از 500 ميليون تومان نيز فراتر نرود و اين رقم نيز در حالي به ثبت رسيده است كه بيش از 300 ميليون از اين مبلغ به فروش «درباره الي...» اختصاص داشته است كه در شرايط معمولي بايد بسيار بيشتر ميفروخت.
اين شايد از بداقبالي كارگردانان و تهيهكنندگاني بود كه فيلمشان را در اين شرايط و اوضاع احوال اجتماعي روانه اكران كردند. اما اين فقط محدود به گيشه نيست چرا كه سينماي ايران در اين روزها در زير سايه سياست چنان سكوت مرگباري را پشت سر ميگذارد كه مگر اتفاقي خاص آن را از اين حالت خلسه وار خارج كند و جان جديدي به بدنه رنجور سينماي ايران تزريق كند.
دغدغهاي بي پايان براي سرنوشت آينده «سينما»
چهار سال گذشت. مثل برق. مثل باد. شايد چهار سال در لفظ ساده باشد اما براي يك سينماگر حضور و يا عدم حضور چهار ساله ميتواند بسيار مهم باشد همانگونه كه براي ما روزنامه نگاران اين چهار سال به گونهاي متفاوت گذشت. گاهي خندان، گاهي گريان، گاهي از سر ذوق از جاي خود پا شديم و با افتخار«درباره الي...» مفتخر شديم و گاهي در كنج عزلت خود وا مانديم و به آنچه بر ما و سينما گذشت خيره مانديم.
گاهي دور هم در جشنوارهاي جمع شديم، گپ زديم،خنديدم اما آخرش زهر خندي بود كه در سايه اختلافات سينما بر جانمان نشست.دوست داشتيم هيچ چيز لذت ساخت سالن را براي مايي كه تشنه ديدار سالنهايي نو و با كيفيت بوديم از بين نبرد، اما برد. دعوا، بلوا، دو دستگي،غوغا، عدم تفاهم و سرانجام توقيف و محروميت لحظات سياهي را به ذهن ما ميآورد كه نميگذارد به راحتي از كنار سازندگي بگذريم.
نه اشتباه نكنيد، فقط مديران مقصر نبودند. همه مقصر بوديم. مگر در جريان حاكم بر اين سينما كه از در و ديوارش سطحيگرايي ميبارد فقط مديران مقصر بودند( كه البته سهم عمدهاي در اين زمينه داشته و دارند)؟!
مگر هر چه اتفاق در راس مديريت سينما افتاد بد بود؟!، مديريت سينما نقاط ضعفي داشت اما منصفانه بخواهيم نگاه كنيم در بوجود آمدن وضع فعلي فقط او مقصر نبود.
دولت نهم در حوزه سينمايي از سه برنامه بنيادين و کلان تحت عنوان برنامه منتهي به فيلم خوب، سالن خوب و اکران خوب ياد کرد که امروز در دستور کار برنامه ريزان معاونت امور سينمايي، سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است اما با نگاهي گذارا به اهداف تعيين شده متوجه ميشويم كه در برخي نقاط موفق، در برخي نيمه موفق و دربرخي ديگر اصلا موفق نبودهايم.
از همان آغازين روزهاي روي كار آمدن مديريت جديد واژهاي به نام فيلم فاخر مطرح شد و عجيب نيست كه بگوئيم بخشي از اين مشكلات به همين واژه بر ميگردد. چرا كه در ابتدا به هيچ عنوان تعريف روشني از فيلم فاخر عنوان نشد اما رفته رفته و با اظهار نظرهاي مختلف از سوي سينماگران، مديران سينمايي به تعريفي مشخص از اين واژه پرداختند. هرچند كه به نظر ميرسيد كمي دير اين كار انجام شده است چرا كه بسياري از سينماگران در تشخيص بين سينماي مبتذل و سينما فاخر سرگردم شده بودند و هستند. از يك سو ما از فيلم فاخر و سينماي ملي سخن گفتيم و از سوي ديگر سردر سينماها پر شد از كمديهاي سطحي و سخيف كه حتي خود مديران سينمايي نيز آنها را تاييد نميكردند. و تمام اينها در شرايطي رخ داد كه در حلقه مديران كلان سينمايي اختلاف نظرهايي عميق ديده شد و در مواقعي اين اختلافات چنان به اوج خود رسيد كه براي پادرمياني، پاي رئيس دولت نيز به ميان كشيده شد.
"حمايت از توليدات فاخر و ارزشمند سينمايي"، طرح جامع نوسازي فناوري و تجهيزات توليد و پخش فيلم هاي سينمايي، طرح نوسازي سالن هاي سينمايي، طرح حمايت از ساخت سالن هاي جديد، طرح حمايت از مصرف کنندگان و توليد کنندگان سينماي ايران، حمايت از اکران بين المللي توليدات سينمايي ايران، حمايت از توزيع و عرضه توليدات سينمايي در عرصه نمايش خانگي، حمايت از فيلمسازان جوان، رونق در بخش سينماي مستند و انيميشن، احداث شهرک سينمايي هشتگرد و تاسيس بنياد ملي بازي هاي رايانه اي در دستور کار مجموعه مديريت سينما قرار گرفت اما در عمل براي بهبود سطح كيفي سينما كار چنداني صورت نگرفت.
حمايت از اکران فيلم هاي سينمايي: برحسب سياستهاي مورد عمل در فراهم کردن توزيع فرصتهاي برابر براي آحاد افراد جامعه، اقدامات مناسبي براي بهره مندي مناسب و به موقع اقشار مختلف کشور از توليدات سينمايي در سالن هاي سينمايي کشور انجام گرفته است با اجراي طرح همزمان نمايش آثار سينمايي در سراسر کشور، امکان نمايش فيلم سينمايي (اکران اول) براي کليه سالن هاي سينمايي مراکز استان ها و شهرستان هاي تابعه، از طريق کپي رايگان فيلم سينمايي، بهره مندي از تبليغات تلويزيوني ارزان قيمت استاني، تبليغات شهري و سر در سينما قرار بود به عنوان بخشي از اهداف مديريت سينما عملي شود اما در اين زمينه آنقدر مشكلات وجود داشت كه ساخت و سازها در زير سايه آن كم رنگ شد.
اما نكته مهم اين است كه دولت بعد براي سينما چه برنامههايي دارد؟. شايد عمدهترين چالشي كه مديريت سينمايي آينده با آن روبرو باشد بحث حمايت از توليد و مميزي باشد.
در چهار سال گذشته فيلمهاي بسياري با حمايت مراكز دولتي و با بودجه دولتي ساخته شدهاند اما عدم هماهنگي ميان دستگاهها باعث شده است كه اين فيلمها هيچگاه رنگ پرده نقرهاي را به خود نبينند و اين موضوع دقيقا مهمترين انتقاد سينماگران در چهار سال اخير بوده است. انتقادي كه بخشي از آن ناشي از سرگردمي سينماگران ميان واژهها و تصميمات متناقض است.
پرسشهاي سينمايي با رنگ و بوي سياسي

با قطعي شدن فهرست نامزدهاي رياست جمهوري و نزديك شدن زمان برگزاري اين انتخابات، خانه سينما با انتشار 7 پرسش خود، بر پاسخگويي نامزدها به پرسشهاي اعلام شده در تاريخ 21 فروردين ماه 1388 تاكيد كرد.
«خانه سينما» از مدتها قبل اعلام كرده بود كه از نامزدهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مطالبات و سئوالات ويژهاي دارد و درست در آغاز شروع فعاليتهاي انتخاباتي بارديگر بر 7 پرسش خود از نامزدها رياست جمهوري تاكيد كرد تا نشان دهد جامعه سينمايي با ديدي ويژه به انتخابات مينگرد.
«دانيل كريك» براي فيلم «كازينو رويال» آمد آلمان و سه ماه پيش ما دوره ديد
دي ماه سال 87 به دفتر مرحوم «پيمان ابدي» رفتم و با هم گفتوگويي مفصل را در مورد كارش در ايران و حواشي كه در اين حدود سه سالي كه از شروع كارش در ايران ميگذشت انجام داديم.نميدانم چرا در طي اين مدت اين گفت وگو كار نشد اما آخرين باريكه با پيمان قبل از سال 88 صحبت ميكردم از يكسري مسايل بسيار دلگير و ناراحت بود.
اين گفت وگو كه متن آنرا روز گذشته در خبرگزاري فارس قرار دادم صرفا به اين دليل منتشر شد تا به خيليها بهفماند بيش از اين با آبروي ديگران بازي نكنيم. ديگراني كه به نظر ميرسد حتي براي جنازه افراد ديگر نيز هيچ احترامي قايل نيستند.
متن كامل گفت وگوي من را با پيمان ابدي را در خبرگزاري فارس و در صفحه زير ميتوانيد بخوانيد.
گربهها و زيرزمينها، رو زمينها و استادها

۱- ما هنوز در عجب اقدام شجاعانه شاهد خان احمد لو در افشا سازي راز رها سازي خرها بوديم كه يكهو چشممان از حدقه زد بيرون.ماجرا از اين قرار بود كه چند ماهي بود كه ما يك سري چيزهايي را ميدانستيم اما مسولين يك سري چيزها را نمي دانستند. چند ماهي ما ميخواستيم يك سري چيزها را منعكس كنيم اما مسولين يك سري چيز هاي ديگر را دوست داشتند. چند ماهي ما ميخواستيم تيتر گربهاي بزنيم اما جو جوي اخراجي بود و تيترها همه اخراجي.البته در پارهاي از مواقع سوپراستاري. اما خوشحاليم كه بالاخره يك جوانمردي پيدا شد و به ما فهماند كه بابا اينقدر جنجال به پا نكنين. يه ذره آرام تر ماهم در اين مملكت داريم فيلم ميسازيم حالا درسته كه روي زمينها براي ما جا نيست توي زير زمينها كه رفيق زياد داريم و ميتونيم از خودمان فيلمي بسازيم كه هم دوربينمان را تست كنيم، هم حال بعضيها رو بگيريم هم حالي به هول برخي بدهيم و هم اينكه كاري كردهباشيم كه جعفر خان لب به تحسين از ما باز كند واصلا دماغ سوخته خريداريم!
در همين راستا جعفر خان پناهي كه سابقه بسي طول و دراز در كسب خرس، دوربين، پلنگ و ... دارند به شدت(شدتش خيلي زياده!) از اين اقدام بهمن خان حال فرموده اند و گفتند كه «خوشحالم از اینکه یک فیلم از ژانر سینمای زیرزمینی به عنوان نماینده سینمای ایران در جشنواره فیلم کن معرفی شده است. بعد از شرایط سختی که برای سینمای ایران به وجود آمده بود، رسیدن به این وضعیت پیشبینی میشد، اینکه سینماگران برای فیلم ساختن وارد پروسه تازهای شوند و درباره موضوعات زیرزمینی فیلمسازی کنند. مسیری که سینمای ما پیش گرفته است نشان میدهد که پس از این درباره موضوعات اجتماعی زیرزمینی بیشتر از اینها خواهیم شنید. فیلم بهمن قبادی با عنوان «کسی از گربههای ایرانی خبر ندارد» فیلمی از جنس سینمای زیرزمینی است که با سبک و سیاق همین سینما ساخته شده است. فرم و محتوایی شبیه به هم دارد و دارای ساختاری بسیار عالی است».
وقتي جعفرخان اينجوري هواي رفيقشونو دارن ديگه معلوم هيچ مسولي جرات اظهار نظر داره!
۲- حدود يك ماهي بود كه دنبال برخي از اساتيد سينماي ايران تو آسمونا ميگشتيم و اوضاع داشت اونقدر پيچيده ميشد كه يواش يواش پاي اينترپل هم داشت به ميان مييومد كه ديروز نارنجي نيوز بازهم مارو همچين متعجب كرد.نارنجي نيوز هم كه ظاهرا مثل ما نتونسته بود در جستجوي هوايي به موفقيتي دست پيدا كنه در يك طرح وسيع اقدام به جستجوي زميني و حتي زير زميني كرد و درست در حوالي ظهر بود كه ماموران خبر از كشف استاد دادند و به سلامتي همه ما از نگراني خارج شديم.
بلــــــــــــــــــــــــــــــه اينجوري كه بود كه بالاخره تلاشهاي گروهي نتيجه داد و بهرام خان بيضايي پس از حدود دو ماه كه كسي رو تحويل نميگرفتند يك حال اساسي به بروبچههاي نارنجي دادند و ....
استاد جان در اين گفت وگو درباره پخش جهاني فيلم خود گفته است: «حضور در عرصههاي ديگر نياز به پشتباني مالي و سرمايه دارد. اگر كسي باشد كه اين امكانات را داشته باشد تا نمايش فيلم را به بخشهاي ديگري هم وارد كند، خوشحال ميشوم. در هر حال بيشتر مسئلهام اين است كه فيلم بتواند هزينههايش را جبران كند و عرضه شود.»
بيضايي در ادامه درباره رضايت خود از ميزان فروش فيلم «وقتي همه خوابيم»، گفت: «من ميدانم در چه كشوري زندگي ميكنم و توقع زيادي ندارم.»
وي ادامه داد: «اصلا نميدانم معيار فروش چيست و چقدر بايد ميبود كه حالا كمتر از آن است يا بيشتر، و به نسبت با چه چيز سنجيده ميشود؟»
«بيضايي» به فارس گفت: «فروش اين فيلم نسبت به فيلمهاي مهمي كه اعتنا نشدند، فروش خوبي است و نسبت به فيلمهاي پرفروش راضيكننده نيست، همه چيز نسبي و اعتباري است.»
نتيجه گيري: استاد ميداند در چه كشوري زندگي ميكند اما نميداند معيار فروش چيست!
فيلم زير زميني «بهمن قبادي» زير زميني به كن رفت

در حالي كه مدتها بحث روز محافل سينمايي حضور و يا عدم حضور نمايندهاي از سينماي ايران در شصتو دومين جشنواره فيلم كن بود، سرانجام با اعلام رسمي سايت جشنواره جديدترين ساخته «بهمن قبادي» در بخش «نوعي نگاه» جشنواره كن پذيرفته شد تا سينمايي ايران براي سومين سال متوالي هيچ نمايندهاي را در بخش مسابقه كن نداشته باشد و اين موضوع براي سينمايي كه توانسته بود چند ماه قبل خرس نقرهاي بهترين كارگرداني جشنواره برلين را توسط كارگرداني صاحب سبك به نام «اصغر فرهادی» کسب کند نميتواند پيشرفت محسوب شود.
زماني كه خبر رسمي حضور فيلم سينمايي «كسي از گربههاي ايراني خبر نداره؟» ساخته «بهمن قبادي» بر روي تلكس خبرگزاريهاي نارنجي،خاكستري و آبي قرار گرفت بيشتر از آنكه خوشحال شويم بازهم براي اين سينماي بيمار نگرانتر شديم. سينمايي كه از فرط بيماري جشنوارهاي به نام كن كه تا سالها نام سينمايي ايران را به عنوان ويترين خود قرار داده بود اين روزها چنان از ما و سينمايمان رويگردان است كه دوستان به جاي فكر چارهاي براي اين موضوع عنوان ميكنند حضور در بخش مسابقه براي ما فتخار نيست و افتخار ما حضوري پربار و پررنگ در بازار كن است.
اينكه فيلمي از سينماي ايران توانسته به جشنوارهاي به اعتبار كن راه يابد براي همه جامعه سينمايي ايران مايه افتخار است مخصوصا اينكه اين فيلم نام كارگرداني با استعداد و پرآوازه به نام «بهمن قبادي» را يدك ميكشد اما بحث بر سر اين است كه مسولان ما را چه ميشود كه فيلمي در اين مملكت با اين نظارت همه جانبه از سوي مسولين سينمايي ساخته ميشود بدون اينكه كسي از آنها خبر دارد شود و بدتر از همه اينكه چگونه اين فيلم بدون مجوز نماينده سينماي ايران ميشود. بازهم تكرار ميكنم كه هيچ مشكلي با حضور بهمن قبادي و فيلمش در كن نداريم اما آيا عدم اطلاع مسولان سينمايي ايران از ساخته شدن فيلمي كه آنقدر خوب و جهاني بوده است كه مسولان كن را ترغيب به پذيرش آن كرده است قابل پذيرش است.
از مدتها قبل كه مسولان جشنواره كن اعلام كردند كه اگر قرار باشد فيلمي از سينمايي ايران در كن حضور داشته باشد آن فيلم قطعا در ايران نمايش داده نشده است. ميشد يك حدسهايي را در اين مورد زد،اما آيا مسولان ما از حدس زدن نيز عاجز بودند تا بتوانند ابتكار عمل را در دست خود بگيرند تا اينگونه در سكوت و بهت به سر نبرند.
اگر به خروجي خبرگزاريهاي رسمي كشور توجه كرده باشيد هيچ مصاحبهاي از مسولان مرتبط ديده نشد و اين به معناي آن است مسولان ما امروز را در بهت به سر بردند و هر گونه اظهار نظري را مجاز ندانستند.
سينماي ايران سالهاست در بعد بينالملل در خوابي زمستاني به سر برده است و به جرات و اذعان اهالي سينما در موفقيتهاي كسب شده اين سالها، انفعال بخش بينالملل فارابي قابل توجه است چرا كه هر زمان بحث حضور فيلمي از سينماي ايران در جشنوارههاي بينالمللي مطرح بوده است افراد ديگري به جز مسولان ذيربط در حضور فيلمها نقش داشتهاند و اين يعني...
اين نوشته نه متن محاكمه است و نه اينكه ما قصد انجام چنين كاري را داريم اما اي كاش ما در همه امور بتوانيم قدرتمند عمل كنيم.
هنوز خاطره نحوه حضور «درباره الي...» از ذهنها پاك نشده است.
۹۰ درصد منتقدان ما کم سواد هستند!

«تهمينه ميلاني» گفت: «سوپراستار» در مورد آدمهايي است كه دچار خودشيفتگي ميشوند و فكر ميكنند به دليل موقعيتي كه جامعه به آنها ميدهد، ميتوانند چشم جامعه را دربياورند.
«تهمينه ميلاني» درباره آخرين فيلم خود، برخورد منتقدان و مردم با «سوپراستار» و همچنين سرنوشت فيلم به نمايش درنيامدهاش (تسويه حساب) صحبت كرد.
....................................................................
*در زمان جشنواره فيلم فجر در مورد برخي از فيلمها اتفاقات عجيب و غريبي افتاد كه يكي از اين فيلمها«سوپراستار» بود،فكر ميكنيد اصولا چرا اين اتفاق در مورد شما و فيلم «سوپراستار» به خصوص در نقدها رخ داد؟
- فيلم من در مورد آدمهايي است كه دچار خودشيفتگي ميشوند، آدمهايي كه فكر ميكنند به دليل موقعيتي كه جامعه به آنها ميدهد ميتوانند چشم جامعه را دربياورند. همذاتپنداري بقا اين نوع افراد را هر كسي نميتواند داشته باشد مگر افرادي كه شخصيتي شبيه به «سوپراستار» داشته باشند. چيزي كه من متوجه شدم، به ويژه در بين جامعه منتقدان، اين بود كه درست است كه در مورد «سوپراستار» يك جو از قبل ساخته شده بود، اما خيلي از افراد كاملا شخصي با موضوع فيلم برخورد كردند و حتي در برخي نقدها نوشته شد كه تهمينه ميلاني چهكار به زندگي خصوصي ما دارد؟!... در حالي كه من دارم در«سوپراستار» در خصوص آدمي صحبت ميكنم كه زن در زندگي او هيچ نقشي ندارد و اصولا براي زن ارزشي قائل نيست. در نشست پرسش و پاسخ فيلم هم دقيقا كساني به اين حمله كردند كه به لحاظ فساد شخصيتي كاملا شبيه به شخصيت «سوپراستار» من هستند و چون اين افراد يك عده دنبالهرو دارند طبيعتا جوي منفي عليه فيلم به راه افتاد. متاسفانه بايد قبول كنيم كه در حال حاضر نزديك به نود درصد از منتقدان ما كم سواد هستند و يادمان باشد كه كمسوادها بسيار خطرناكتر از بيسوادها هستند.چرا كه بيسوادها ادعايي ندارند و آمادهاند تا ياد بگيرند اما كم سواد ميخواهد خودش را مطرح كند و وسيله هم هدف را توجيه ميكند، بنابراين اين افراد از هر وسيلهاي استفاده ميكنند كه خودشان را مطرح كنند و اين نكته را در نظر بگيريد كه حمله به فيلمسازي نظير «بهرام بيضايي» اين افراد را بزرگ خواهد كرد.